مدیریت جامع حوزه های آبخیز

مدیریت جامع حوزه های آبخیز

کاربست چارچوب مرکب DPSIR در تدوین برنامه‌های مدیریتی حوزه آبخیز گورسفید

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 گروه آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران
2 گروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
3 گروه مهندسی منابع آب، دانشکده کشاورزی، دانشگاه مراغه، مراغه، ایران
4 پژوهشکده تحقیقات حفاظت خاک و آبخیزداری، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
10.22034/iwm.2025.2066974.1242
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه: برنامه‌ریزی و مدیریت جامع حوزه‌های آبخیز از ارکان مهم تحقق توسعه پایدار است. این فرآیند شامل مجموعه‌ای از فعالیت‌ها و سیاست‌هاست که با هدف حفظ منابع آب‌وخاک، جلوگیری از تخریب محیط‌زیست و بهبود کیفیت زندگی ساکنان اجرا می‌شود. حوزه‌های آبخیز به‌عنوان واحدهای طبیعی، نقش مهمی در تعادل بومشناختی، حفظ تنوع زیستی و تأمین آب شیرین دارند؛ بنابراین، مدیریت آن‌ها مستلزم توجه هم‌زمان به تمام اجزای محیط‌زیست، شامل آب، خاک، گیاهان، جانوران و فعالیت‌های انسانی است. یک برنامه‌ریزی جامع باید ابعاد اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی را به‌طور یکپارچه در نظر بگیرد و هم‌افزایی میان این ابعاد را تقویت کند. یکی از ابزارهای کلیدی در مدیریت جامع حوزه‌های آبخیز، چارچوب DPSIR است که با تحلیل روابط علی و معلولی میان مؤلفه‌ها، امکان درک بهتر وضعیت و چالش‌ها را فراهم می‌کند. با این حال، در چارچوب مرسوم DPSIR، فشارها و عوامل تغییر به صورت ترکیبی بررسی می‌شوند و نقش دقیق هر عامل فشار روی وضعیت‌ها به‌طور مجزا مشخص نمی‌شود، در نتیجه در انتهای مراحل انجام این چارچوب صرفاً می‌توان راهبردهای کلی ارائه کرد. به همین علت، در سال 2011، Atkins و همکاران چارچوب مرکب DPSIR را توسعه دادند. هدف این مقاله معرفی کاربرد چارچوب مرکب DPSIR به‌عنوان ابزاری کاربردی برای تدوین برنامه‌ها و راهکارهای مدیریتی در حوزه آبخیز گورسفید (استان تهران) با مشارکت ذینفعان محلی است.
مواد و روش‌ها: بطور کلی چارچوب مرکب DPSIR به­ترتیب شامل  هشت مرحله: 1- ایجاد چرخه منفرد DPSIR، 2- تهیه جدول DPSIR،  3- طراحی نقشه مفهومی، 4- ساخت ماتریس تصمیم‌گیری، 5- اولویت‌بندی فشارها، 6- امتیازدهی به پاسخها بر اساس اهمیت و امتیاز فشارها، 7- ارزیابی راهکارها بر اساس معیارهای سلامت و پایداری آبخیز و 8- اولویت‌بندی راهکارها است. در این تحقیق، ابتدا با بررسی سوابق مطالعات حوزه، انجام ارزیابی میدانی و مصاحبه با ذینفعان، وضعیت جنبه‌های مختلف محیطی، اقتصادی و اجتماعی به صورت کمی و کیفی مشخص شد، سپس سایر مؤلفه‌ها بر اساس مراحل چارچوب مرکب DPSIR تحلیل شدند. نظرات 60 نفر از افراد محلی و 25 نفر از کارشناسان خبره از طریق پرسشنامه گردآوری شد. روایی پرسشنامه‌ها توسط 12 نفر از کارشناسان، متخصصان و اساتید دانشگاه تائید شد. برای سنجش پایایی و هماهنگی درونی پرسشها، از فرمول آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تعیین اهمیت مؤلفه‌های DPSIR، از طیف پنج گزینه‌ای لیکرت استفاده شد.
نتایج و بحث: در این تحقیق، پنج پیشران شناسایی شد که باعث ایجاد 18 فشار تأثیرگذار در حوزه آبخیز بوده و این فشارها نیز منجر به تغییر 17 وضعیت شده و در نتیجه 23 جنبه تحت تأثیر قرار گرفته است. برای کاهش فشارها و بهبود وضعیت، 27 راهبرد/ راهکار پیشنهاد شد. بر اساس نتایج به‌دست آمده، پنج عامل فشار اولویتدار بر اساس نظرات جوامع محلی، کارشناسان و همچنین میزان فراوانی فشار در وضعیت‌های مختلف عبارتند از: 1- تصرف و تغییر کاربری اراضی و تخریب پوشش گیاهی، 2- ضعف الگو و نظام منسجم بهره‌برداری از آب در کشاورزی و دامداری، 3- بهره‌برداری بیش ‌از ظرفیت منابع آب (سطحی و زیرزمینی)، 4- خشکسالی و 5- صدور پروانه چرا برای افراد غیربومی و غیر دامدار. از میان وضعیتها، برای وضعیت فیزیکی11 راهکار، وضعیت سیاسی شش راهکار، وضعیت مدیریتی یک راهکار، وضعیت اقتصادی پنج راهکار، وضعیت اجتماعی- فرهنگی یک راهکار و وضعیت بومشناختی سه راهکار با بیشترین اثرگذاری شناسایی و اولویتبندی شدند. چارچوب مرکب DPSIR، تعاملات پیچیده بین عوامل انسانی و طبیعی را به شیوه‌ای ساده و قابل فهم‌تر به طور مؤثر نشان داد. به عنوان نوآوری این پژوهش، یک الگوی کدگذاری برای مؤلفه‌های چارچوب مرکب DPSIR طراحی شد تا از تکرار نوشتار جلوگیری، انسجام ساختاری حفظ و درک بصری روابط بین مؤلفه‌ها بهبود یابد.
 
نتیجه‌گیری: به کارگیری چارچوب مرکب DPSIR با ترسیم چرخه‌های منفرد، ایجاد ماتریس اثرات متقابل، تهیه نقشه مفهومی، تحلیل کمی و اولویت‌بندی مؤلفه‌ها، امکان شناسایی روابط علی میان همه عناصر را فراهم کرد. این امر منجر به درک جامع از سامانه، تعیین اهداف دقیق، اولویت‌بندی مشکلات و در نهایت انتخاب مؤثرترین راهکارها شد. بنابراین می‌توان گفت استفاده از این چارچوب نه‌تنها به بهبود فرآیند تصمیم‌سازی کمک می‌کند، بلکه زمینه را برای مشارکت فعال جوامع محلی و همگرایی میان دانش علمی و تجارب بومی فراهم می‌سازد. این موضوع می‌تواند به عنوان الگویی برای مدیریت پایدار سایر حوزه‌های آبخیز کشور نیز مورد استفاده قرار گیرد.
کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 20 مهر 1404

  • تاریخ دریافت 04 مرداد 1404
  • تاریخ بازنگری 25 مرداد 1404
  • تاریخ پذیرش 20 مهر 1404