مدیریت جامع حوزه های آبخیز

مدیریت جامع حوزه های آبخیز

شناسایی و تحلیل شیوه نظام حکمرانی منابع طبیعی (منطقه مورد مطالعه: شهرستان خاش)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
گروه مهندسی طبیعت، دانشکده علوم محیطی، برنامه‌ریزی و توسعه پایدار، دانشگاه سراوان، سیستان و بلوچستان، ایران
10.22034/iwm.2025.2051885.1204
چکیده
چکیده مبسوط
مقدمه: تا سال ۲۰۵۰ جمعیت جهان به حدود 2/9 میلیارد نفر خواهد رسید. این رشد همراه با تغییرات جهانی و محیط‌زیستی، تأثیرات قابل­توجهی بر زندگی مردم دارد. برای مقابله با این چالش‌ها، ضروری است رویکردهایی اتخاذ شود که نحوه تأثیر این تغییرات را نشان داده و راهکارهای سازگاری ارائه دهند. پایداری و توسعه پایدار نقش مهمی در حفظ و احیای منابع طبیعی دارند، اما فشارهای انسانی و مدیریت نادرست تهدیدی جدی برای این منابع است. مدیریت پایدار نیازمند شناسایی همه ذینفعان و مشارکت فعال آن‌ها در فرآیندهای تصمیم‌گیری است تا بتوان دیدگاهی سیستمی و جامع برای حفاظت و بهره‌برداری بهینه از منابع طبیعی ایجاد کرد. بر این اساس، تحلیل و شناسایی شیوه نظام حکمرانی منابع طبیعی در شهرستان خاش، واقع در استان سیستان و بلوچستان، موضوعی حیاتی در مدیریت منابع طبیعی و توسعه پایدار این منطقه به شمار می‌آید. حکمرانی مؤثر منابع طبیعی به معنای ایجاد یک سیستم مدیریتی کارآمد است که در آن تمامی ذینفعان، ازجمله دولت، جوامع محلی و بخش خصوصی، به‌طور فعال در فرآیند تصمیم‌گیری مشارکت دارند. این رویکرد نه‌تنها به بهبود وضعیت منابع طبیعی کمک می‌کند بلکه زمینه‌ساز تقویت جامعه مدنی و افزایش شفافیت و پاسخگویی در مدیریت منابع خواهد بود؛ بنابراین، شناسایی و تحلیل شاخص‌های حکمرانی خوب از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این تحقیق با هدف شناسایی شیوه‌های حکمرانی منابع طبیعی در شهرستان خاش انجام شده است.
مواد و روش‌ها: برای بررسی شیوه‌های حکمرانی منابع طبیعی، 11 نهاد رسمی ذینفع از چهار روستا انتخاب شدند: اسلام‌آباد پشتکوه، اسماعیل‌آباد گرانجین، بوتگان و بیلاری پشتکوه. داده‌ها از طریق یک پرسشنامه جمع‌آوری شدند که شامل ده عامل معرفی‌شده توسط پال وستل در سال 2001 بود؛ که هر یک از این عوامل با استفاده از سه شاخص اندازه‌گیری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد. سپس در مرحله­ی بعد به تجزیه و تحلیل و تدوین راهبرد موردنظر با استفاده از ماتریس QSPM پرداخته شد. جامعه موردبررسی در این مرحله شامل کارشناسان و مدیران اداره منابع طبیعی و جهاد کشاورزی شهرستان به تعداد 45 نفر بود که 17 نفر از آنان به طور هدفمند انتخاب گردیدند.
نتایج و بحث: نتایج نشان دهنده اختلاف معنی دار بین شاخص­های حکمرانی می­باشد. از میان 10 کارکرد فرعی به­ترتیب قانون­گذاری، قالب‌گیری سیاست، تولید دانش و بسیج منابع دارای رتبه­های اول تا سوم می­باشند. در کارکرد‌های قالب­گیری سیاست، تولید دانش، بسیج منابع و جامعیت شیوه حکمرانی سلسله مراتبی در بین سه شیوه حکمرانی مورد بررسی، اختلاف معنی­داری می­باشد. در سایر کارکردهای قانون­گذاری، پایش و ارزیابی، مشروعیت و رهبری شیوه حکمرانی بازاری نسبت به دو شیوه دیگر دارای اختلاف معنی‌دار است. همچنین تنها در کارکرد فرعی حل‌وفصل کشمکش، شیوه حکمرانی شبکه­ای اولویت اول را به خود اختصاص داده است. نتایج ماتریس QSPM نشان می­دهد در میان انواع راهبردهای پیشنهادی تقویت مشارکت ذینفعان از طریق ایجاد چارچوب‌های مشارکتی و شبکه‌ای در فرآیندهای تصمیم‌گیری دارای بیشترین جذابیت می باشد.
نتیجه‌گیری: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که روش حاکمیتی غالب در روستاهای مورد مطالعه بیشتر بر ساختارهای سلسله‌مراتبی و مبتنی بر بازار تکیه دارد؛ که می‌تواند منجر به ناکارآمدی در مدیریت منابع طبیعی شود. بنابراین، برای بهبود وضعیت کنونی، توصیه می‌شود که سیستم حاکمیتی عناصر مثبت هر دو رویکرد را در خود بگنجاند تا چارچوب حاکمیتی مؤثرتری در مدیریت منابع طبیعی ایجاد کند.
کلیدواژه‌ها

موضوعات



مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 21 خرداد 1404

  • تاریخ دریافت 14 بهمن 1403
  • تاریخ بازنگری 23 اسفند 1403
  • تاریخ پذیرش 21 خرداد 1404